مَهر (مهريه)

مهريه، توافق مالي مرد وزن در نكاح (دائم وموقت) بوده كه ايجاد حق براي زوجه وتكليف براي زوج در تاديه وپرداخت آن مي نمايد. مهريه، عندالمطالبه است وهر چيزي را كه ماليت داشته وقابل تملك نيز باشد،به تجويز ماده 1078 قانون مدني،ميتوان به عنوان مَهر قرار داد. لازم است مهر براي طرفين معلوم ومعين باشد.تعيين آن به تراضي طرفين است وممكن است احتيار تعيين مهريه شخص ثالث،شوهر ويا زن داده شود.در صورت واگذاري اختيار تعيين آن به شوهر يا شخص ثالث،مي توانند مَهر را به قدر دلخواه تعيين نمايند، اما زن نمي تواند بيشتر از مَهرالمِثل نسبت به تعيين آن اقدام كند (مواد 1089 و1090 قانون مدني ).

طبق ماده 1082 قانون فوق،به مجرد عقد، زن مالك مَهر ميشود ومي تواند هر نوع تصرفي كه بخواهد در آن نمايد .همچنين، ميتوان براي تاديه تمام يا قسمتي از مَهر، مدت يا اقساط تعيين كرد.به علاوه،زن مي تواند تا مَهر به او تسليم نشده ،از ايفاء وظايفي كه در مقابل شوهر دارد،امتناع كند،مشروط بر اين كه مَهر او حال (غيرمُؤجّل ومدت دار ) باشد واين امتناع،موجب سقوط حق نفقه وي نخواهد بود (مواد 1083 و1085 قانون مدني )،ولي در صورت تمكين  ارادي زوجه به زوج،ديگر نمي تواند به حق مزبور (حق حبس ) توسل جسته واستناد  نمايد.

ذكر مَهر در نكاح منقطع، شرط صحّت عقد  نكاح بوده و بدون ذكر آن،عقد باطل است.در صورتي كه عقد نكاح،اعم از دائم  يا منقطع، باطل بوده ونزديكي واقع نشده، زن حق مهر ندارد واگر مَهر را گرفته،شوهر مي تواند آن را استرداد كند (مواد 1095 و1098 همان قانون ) وهر گاه، عقد نكاح قبل از نزديكي به جهتي فسخ شود،طبق ماده 1101 آن قانون،زن حقي بر مَهر ندارد، مگر در صورتي كه8 موجب فسخ، عنن (ناتواني جنسي مرد ) باشد كه در اين صورت،با وجود فسخ نكاح،زن مستحق نصف مَهر خواهد بود.