چه کسی پاسخ گوست؟
چه کسی پاسخ گوست؟
چه کسیهست که روشنکند اینذهنمرا
و بگوید که چرا؟
کوله پشتی هامان پر از حرف قشنگ
حرف ها رنگ به رنگ
و دریغا که به هنگام عمل
مشت هامان خالی است
از همین روست که هنگام شعار
هرچه مشت است گره خورده و بسته ست
چشم ها هم خسته ست چه کسی پاسخ گوست؟
ما چه کردیم به جز چند شعار و شب شعر؟
خوردن کیک و سن ایچ
یک تجمع سر پیچ
و تحصن و همایش
و آخر هم هیچ.....
چشم وا کن و ببین !!
دور فکر من و تو
حلقه های کپک است
دست هامان همگی بی نمک است
همتی باید کرد
تا که آدم بشویم
دست برداریم ز شعر و زشعار
ز قیافه ز اِفه
همتی باید کرد
مطمئنباش که حلمیشود این معضلعدل
اگر آدم بشویم
مطمئن باش که آن پیرزن کور و فقیر
آن پسر بچه ی تنها و یتیم
فقر را می فهمند
عدل را می دانند
قصه ی ما را هم
از همین روست به ما می خندند
من و تو آمده ایم
تا که انسان بشویم
تا که بگشاییم بند ها از پی هم
عدل یعنی ز تعلق ز منیت همگی وا بشویم
عدل یعنی پر پرواز پرستو بشویم
عدل یعنی من و تو ما بشویم
عدل یعنی که نقاب از رخ خود بر بکشیم
عدل یعنی که بخواهیم که آدم بشویم
شاعر{عبدالله}